صفحه ۹۷ کتاب نگارش دهم مگر دیده باشی که در باغ و راغ بتابد به شب کرمکی چون چراغ انشا بازپروری معنی شعر دریافت مفهوم بازگردانی برداشت از سایت بلاگ سوز دریافت کنید.

بازپروری انشا مگر دیده باشی که در باغ و راغ

انشا درباره باز گردانی صفحه ۹۷ نگارش دهم

مگر دیده باشی که در باغ و راغ بتابد بـه شب، کرمکی چون چراغ یکی گفتش، ای کرمک شب فروز چه بودت که بیرون نیایی به روز ببین کاتــشی کرمک خاکزاد ِ جواب از سر روشنایی چه داد که من روز و شب جز به صحرا نیم ولـی پیش خورشید پیدانیم. بوستان، باب سوم درباره این شعر به زودی انشای کاملی را خواهیم نوشته و آن را بازگردانی خواهیم کرد ولی دوستان باید صبر کنند تا وقتی که بازگردانی کامل در ماین را در سایت قرار بدهیم پس از چند روز به این پست سر بزنید و شاید این شعر را برای شما عزیزان بازگردانی کرده باشیم.

معنی شعر گردانی مگر دیده باشی که در باغ و راغ

مگر دیده باشی که در باغ و راغ بتابد به شب کرمکی چون چراغ یکی گفتش ای کرمک شب فروز چه بودت که بیرون نیایی به روز؟ ببین کآتشی کرمک خاک زاد جواب از سر روشنایی چه داد که من روز و شب جز به صحرانیم ولی پیش خورشید پیدا نیم.

بازگردانی و بازپروری :

شاید تا به حال در میان باغ کرم شب تابی را دیده باشی که همچون چراغ در شب می در خشد. یک نفر از کرم شب تاب پرسید که چرا هنگام روز بیرون نمی آیی و نمی تابی. بنگر که کرم شب تاب از روی بینش و آگاهی چه جوابی به او داد : من تمام طول شبانه روز را در صحرا به سر می برم ولی در برابر تابش خورشید درخشان دیده نمی شوم و به چشم نمی آیم.

بازپروری شعر مگر دیده باشی که در باغ و راغ بتابد به شب، کرمکی چون چراغ

مقدمه :

گول ظاهر را نخورید. بلکه به عمق آن باید توجه کنید. چیزهایی در دنیا وجود دارد که در ظاهر بسیار حیرت انگیز هستند اما در باطن بسیار ساده و بر عکس چیزهای به ظاهر ساده ایی در دنیا وجود دارد که در باطن بسیار پر رمز و راز هستند.

معنی :

تا به حال دیده ایی که در باغ  و بیشه در هنگام شب کرمی مانند چراغی بتابد؟ یکی دیگر گفت: ای کرم کوچکی که شب ها نورافشانی می کنی به چه علت در روز و روشنایی بیرون نمی آیی؟

کرم که مانند آتشی کوچک روشنایی داشت و از خاک زاده شده بود از سر عقل و درایت این چنین پاسخ داد: که من روز و شب(تمام مدت) در صحرا هستم اما در شب دیده می شوم. زیرا که من در مقابل عظمت خورشید جلوه ایی ندارم.

مفهوم شعر :

تصورات ما با آنچه که در واقعیت وجود دارد فرق می کند. ما انسان های حکیم و دانشمند زیادی را می بینیم که از نظر عقلی و هوش و درایت بسیار بالا هستند و زمانی که از میزان عقل و هوش آن ها مطلع می شویم غبطه می خوریم و می گوییم این فرد همه چیز را می داند اما در واقعیت دانسته ها و آگاهی آن ها محدود است به یک مقطع و درجه ایی در حالی که درایت و آگاهی خداوند بسیار زیادتر از آن دانشمند است. دقیقا مانند نور همان کرم شب تاب در مقایسه با نور خورشید که نور کرم شب در مقایسه با خورشید بسیار ناچیز است یا مانند پزشک معالجی که با مداوای بیماری یک شخص بسیار شکرگزار و قدردان او می شویم اما در حقیقت این پزشک در مقایسه با خلقت و معجزه ی خداوند بسیار ناچیز است.

در حالی که خداوند همه ی خلقت خود را، سلول به سلول و اتم به اتم با چنان نظم و درایتی در کنار یکدیگر چیده است، تا این چیزی که ما می بینیم شده است.

نتیجه گیری :

در ظاهر که به کرم نگاه می کنیم متوجه می شویم که این آفرینش بسیار حیرت انگیز است ولی با کمی دقت متوجه می شویم که این ها همه آفریده ی پروردگار است. ظاهر ماجرا ساده است اما کمی که تفکر کنیم متوجه می شویم انقدر سخت و پیچیده است که حتی فکر و ذهن ما گنجایش آن را ندارد.

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای بلاگ سوز محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.