میزان هورمون تستوسترون عمدتا با سلامت جنسی و حفظ توده عضلات بدن در مردان مرتبط است

شفاآنلاین>سلامت> تحقیق جدید نشان می دهد میزان پایین تستوسترون در مردان می تواند با بیماری های مزمنی نظیر دیابت و فشارخون بالا مرتبط باشد.

به گزارش شفاآنلاین، میزان هورمون تستوسترون عمدتا با سلامت جنسی و حفظ توده عضلات بدن در مردان مرتبط است.

مطالعه جدید محققان دانشگاه میشیگان نشان می دهد کاهش(Decrease) میزان تستوسترون می تواند در اُفت سلامت عمومی و افزایش ریسک ابتلا به بیماری های مزمن تاثیر داشته باشد.

تیم تحقیق در این مطالعه به بررسی شیوع ۹ بیماری مزمن شامل دیابت نوع۲، آرتروز، بیماری قلبی-عروقی، سکته، بیماری ریوی، تری گلیسیرید بالا، کلسترول بالا، فشارخون بالا و افسردگی در بین بیش از ۲۰۰۰ مرد که حداقل ۲۰ سال سن داشتند، پرداخت.

محققان شیوع چندبیماری را در بین سه گروه سنی (جوان، میانسال و مسن) دچار کمبود تستوسترون و بدون ابتلا به این کمبود هورمونی بررسی کردند.

آنها دریافتند میزان پایین تستوسترون در تمامی گروه های سنی با عارضه چند بیماری(Sickness) مرتبط بود، اما شیوع آن در بین افراد جوان و مسن مبتلا به کمبود تستوسترون بیشتر بود.

محققان تاکید می کنند مردان باید نگران کاهش میزان هورمون تستوسترون خود باشند و در صورت تشخیص آن را درمان کنند.

سرویس سیاست مشرق – یکی از وعده‌های حسن روحانی در انتخابات سال ۱۳۹۶، بازپس گرفتن بازارها و شغل‌های ایرانی از رقبای منطقه‌ای بود.

روحانی در توصیف این شعار گفت:‌

«ما با این اجرای دقیق برنامه ‌برونگرایی و تعامل بیشتر با دنیا میخواهیم شغل‌های از دست رفته خود را پس بگیریم، بازار گردشگری ما به وسیلۀ  ترکیه  بازار گاز ما تا سال گذشته به وسیله  قطر، صنعت هوایی ما و اینکه قطب هواپیمایی باشیم به وسیله  امارات، همچنین، مسیرهای بازرگانی و تجاری ما به وسیله  امارات ، سرمایه‌گذاری صنعتی به وسیله  ترکیه ، بازار نفت ما به وسیله  عراق و عربستان محدود شد. اینها سبب شد طی۸  سال  شغل‌های جوانانمان را به کشورهای دیگر بدهیم و با ماجراجویی در سیاست خارجی سرمایه ها را از کشور فراری دهیم و سبب توسعه همسایگان شویم. با اجرای این برنامه و با استفاده از ظرفیت برجام ما میخواهیم شغل‌هایی را که از دست داده و تقدیم کشورهای همسایه  کردهایم پس بگیریم، میخواهیم سرمایه‌های رفته را به کشور بازگردانیم.»

شکست تجاری از ترکیه

اکنون با گذشت یک سال از وعده انتخاباتی حسن روحانی، وضعیت مبادلات تجاری ایران با رقبای منطقه‌ای کاملا متفاوت از شعار بازپس گرفتن بازارها و شغل‌های ایرانی بوده است.

قطعا مهمترین رقیب منطقه‌ای ایران، ترکیه است. در دولت یازدهم قرارداد تعرفه ترجیحی میان ایران و ترکیه منعقد شد که با وجود هشدار موکد فعالان اقتصادی درباره مضر بودن این قرارداد، دولت بر اجرای آن اصرار کرد.

نهایتا اکنون اوضاع تجاری دو کشور کاملا به سود ترک‌ها شده است به طوری که اتاق بازرگانی ایران رسما از منفی بودن این قرارداد خبر داده است.

غلامحسین شافعی، رئیس اتاق ایران گفت: پارلمان بخش خصوصی تبعات منفی قرارداد تعرفه ترجیحی ایران با ترکیه را تا دو هفته آینده منتشر می‌کند. انعقاد قراردادهای تجاری دوجانبه و چندجانبه میان کشورها می‌تواند حضور مثبت و مؤثر کشورها را در عرصه تجارت جهانی تضمین کند، اما قرارداد تعرفه ترجیحی که میان ایران و ترکیه منعقد شد، دارای چنین مشخصه‌ای نیست.

وی افزود: با توجه به عدم رعایت منافع اقتصادی ایران در تدوین قرارداد تعرفه ترجیحی میان ایران و ترکیه و عدم استفاده از نظرات کارشناسان و فعالان اقتصادی شاهد آثار بسیار منفی این قرارداد بر روی اقتصاد کشور هستیم.

رئیس اتاق بازرگانی ایران تصریح کرد: قرارداد تعرفه ترجیحی که میان ایران و ترکیه منعقد شده است، موجب شده تا تراز تجاری میان دو کشور به نفع ترکیه مثبت شود.

شافعی با بیان اینکه اتاق ایران تبعات ۱۰ ماهه اخیر اجرای قرارداد تعرفه ترجیحی میان ایران و ترکیه را بررسی کرده است، ادامه داد: نتیجه این بررسی‌ها تا دو هفته آینده منتشر می‌شود تا تبعات اجرای چنین قراردادی بر روی اقتصاد ایران مشخص شود.

رئیس اتاق ایران خاطرنشان کرد: اجرای قرارداد تجارت آزاد و تعرفه ترجیحی میان کشورهای همسایه راهکاری برای مقابله با قاچاق است، اما چگونگی تدوین و انعقاد و اجرای این قراردادها مهم است. متأسفانه قرار داد تعرفه ترجیحی ایران و ترکیه دارای چنین ویژگی نیست.

شافعی افزود: قرارداد تعرفه ترجیحی میان ایران و ترکیه به نفع ایران از لحاظ تجاری نیز نبوده است، تا جایی که در بازه زمانی ارزیابی اجرای این قرارداد ارزش صادرات کالا از ترکیه به ایران ۲ میلیارد دلار و ارزش صادرات کالا از ایران به ترکیه به ۴۰ میلیون دلار هم نرسیده است.

رئیس پارلمان بخش خصوصی با اشاره به پایین بودن اثرپذیری اقلام مورد نیاز ایران در قرارداد تعرفه ترجیحی که با ترکیه منعقد کرده است، گفت: در این قرارداد ۱۱۴ قلم کالا مشمول تعرفه ترجیحی شده است که برای ترکیه ۳ قلم اثرپذیری متوسط و ۱۱۱ قلم کالا اثرپذیری خوب داشته، در حالی که اثرپذیری ۴ قلم کالا برای ایران خوب و سایر اقلام ضعیف بوده است.

وی با تأکید بر آثار منفی انعقاد قرارداد تجارت تعرفه ترجیحی میان ایران و ترکیه اظهار کرد: صنعت نساجی و خودروسازی ایران از این قرارداد دچار زیان‌های جدی شده‌اند.

از دست دادن بازار عراق

بازار عراق نیز مهمترین بازار صادرات کالای ایران در منطقه محسوب می‌شد که در یک سال اخیر به علت دیپلماسی ضعیف دولت، تجار ایرانی این بازار را از دست داده اند.

تا چند سال قبل، بازار عراق مهمترین مقصد صادرات خودرو، سیمان و مواد غذایی ایران محسوب می‌شد که در یک سال اخیر همه آنها از دست رفته‌اند و ترکیه و عربستان جایگزین ایران شده‌اند.

در یک سال گذشته در هر محصولی که صادرات ایران به عراق دچار مشکل می‌شد و تجار و صادرکنندگان این موضوع را به اطلاع ارگان‌های دولتی می‌رسانند و خواستار رفع این مشکلات می‌شدند، مسئولان دولتی پاسخ می‌دادند که این مشکل فقط مربوط به تجار ایرانی نیست.

با این حال با گذر زمان مشخص شد ایرانی‌ها به تدریج بازار عراق را از دست داده‌اند و عربستان و ترکیه جایگزین آنها شده‌اند.

درگذشت حمیرا خواننده +علت مرگ حمیرا خواننده لس آنجلسی با تصاویر مربوط به این خبر و عکس هنگامه دختر حمیرا را در خبر های داغ زیر ببینید.

 درگذشت حمیرا خواننده

خبری در فضای مجازی منتشر شده مبنی بر درگذشت یکی از خواننده های قدیمی قبل از انقلاب یعنی خانم درگشت حمیرا خواننده حکایت دارد.

درگذشت حمیرا خواننده +علت مرگ حمیرا خواننده

در این خبر آمده است که به دلیل بیماری و کهولت سن ایشان درگذشته است.

خبری که زیاد در کانال های تلگرامی و صفحات مجازی در شبکه های اجتماعی به چشم می دهیم .

شایعات کانال های تلگرامی

متاسفانه خبر های مشابه درباره مرگ افراد مشهور که در صدر آنها جمشید مشایخی قرار دارد همیشه در فضای مجازی عنوان شده است که این اخبار کاملاً کذب بوده و صرفا جهت جلب توجه کردن و افزایش ممبر صورت می‌گیرد کار بسیار غیر اخلاقی که خانواده بسیاری از چهره‌های هنری و معروف را نگران می‌کند.

درگذشت حمیرا خواننده +علت مرگ حمیرا خواننده

خانم پروانه امیرافشاری زنجانی که با نام هنری درگذشت حمیرا معروف است که با بیماری‌های مختلف از جمله تومور مغزی و افسردگی حاد دست و پنجه نرم کرده است

ایشان چندین بار تحت عمل جراحی قرار گرفته و در بیمارستان بستری شده است.

درگذشت حمیرا خواننده دروغ است

اما خوشبختانه هیچ کدوم از این بیماریها وی را با مشکل جدی درگیر نکرد و تا انتشار تاریخ این مطلب این خانم ۷۴ ساله در حین حیات است.

درگذشت حمیرا خواننده +علت مرگ حمیرا خواننده

دختر هنگامه نیز در گفتگویی که با یک شبکه ماهواره‌ای انجام داده درباره حال مادرش اظهار کرد که مادرم این روزها به دلیل کهولت سن و بیماری قلبی عروقی در بیمارستان به سر می برند و خوشبختانه حال عمومی او رو به بهبودی است و امیدواریم که در چند روز آینده از بیمارستان مرخص شود

مدتیست که در فضای مجازی مدیران برخی از کانال های تلگرامی برای افزایش ممبر و جذب اعضای بیشتر به منظور کسب درآمد با تبلیغات اقدام به رفتار زشت و ناشایست کرده و اخبار دروغ را به اشتراک می گذارند .

هنگامه دختر حمیرا خواننده

چندی پیش نیز همین اخبار راجع به آقای جمشید مشایخی و محمدعلی کشاورز منتشر شده بود که خوشبختانه همگی این خبرها دروغ و کذب بود

برای این که ببینیم واقعا سیستم اختلاف طبقاتی در ایران چگونه بوده است و در دنیا به چه سمتی حرکت می کند به سراغ آمارها رفتیم. .


بلاگ سوز>اجتماعی> اوضاع توزیع درآمدی ما چندان خوب نیست. یعنی فاصله قشر کم درآمد ما به نسبت قشر پردرآمد بسیار زیاد است. به تازگی هم مسعود نیلی، دستیار ویژه اقتصادی رئیس جمهور با اشاره به این مسئله گفته است که آمریکا به نسبت ایران اختلاف طبقاتی و نابرابری بیشتری دارد ولی نابرابری ما با نابرابری آنها بسیار تفاوت دارد چرا که قشر زیادی از مردم ایران در حد فاصل مورد قبولی درآمد داشته و مثل آمریکا جمعیت در دو سر نمودار فقیر و غنی متمرکز نشده اند.

گزارش مقایسه‌ای درباره آمار‌های مربوط به اختلاف طبقاتی در ایران و بقیه نقاط دنیا

به گزارش بلاگ سوز:برای این که ببینیم واقعا سیستم اختلاف طبقاتی <Class differences>در ایران چگونه بوده است و در دنیا به چه سمتی حرکت می کند به سراغ آمارها رفتیم. نکته خوب ماجرا این است که از دهه ۶۰ تاکنون میزان اختلاف طبقاتی کشور ما بسیار کمتر از گذشته شده است. این مسئله را با فاکتوری به اسم ضریب جینی می سنجند. ضریب جینی یک واحد اندازه گیری پراکندگی آماری است که معمولا برای سنجش میزان نابرابری در توزیع درآمد یا ثروت در یک جامعه آماری استفاده می شود.

این ضریب با نسبتی تعریف می شود که ارزشی بین صفر و ۱۰۰ دارد. یک ضریب جینی پایین برابری بیشتر در توزیع درآمد یا ثروت را نشان می دهد در حالی که ضریب جینی بالاتر، توزیع نابرابر را مشخص می کند. ضریب جینی ایران در دهه ۶۰ حدود ۴۷ درصد بوده است و اکنون به ۳۸ درصد رسیده است؛ امری که باعث شده ایران یکی از معدود کشورهای موفق در زمینه کاهش این مسئله باشد.

ولی اگر به آمارهای استانی نگاه کنید، این مسئله در همه کشور صادق نیست. مثلا اختلاف طبقاتی تهران از ۳۲ درصد در دهه ۷۰ به حدود ۲۸ درصد در سال ۹۴ رسیده است. برای این که درک کاملی از روند رشد اختلاف طبقاتی در دنیا پیدا کنید و موقعیت ایران را با آنها مقایسه کنید به سراغ این مسئله در کشورهای خاصی رفته ایم که هر کدام به گونه ای با مشکل مواجه شده اند و کار را جلو برده اند. از طرفی میزان کودکان فقیر در این کشورها را هم کنار آن گذاشتیم تا بدانید نسل جدید چه سهمی در این وضعیت درآمدی دارد و ممکن است در آینده میزان اختلاف طبقاتی این کشورها را چقدر تغییر دهد.

آمریکا

کشور آمریکا از جمله کشورهایی است که سال به سال ضریب جینی و یا همان اختلاف درآمدی بین فقیر و غنی آن رو به افزایش بوده است. در دهه ۷۰ میلادی میزان اختلاف درآمدی این کشور تنها ۳۵ درصد بوده است ولی از دهه ۹۰ شاهد یک جهش ناگهانی هستیم که باعث شده تا این اختلاف به حدود ۴۰٫۸ درصد در سال ۲۰۰۷ برسد. همان سالی که آمریکا دچار یک بحران اساسی شده و بعضی سود بسیاری در این میان بردند.

بعد از آن این اختلاف طبقاتی میزان خود را حفظ کرده و اکنون با کمی رشد، بیشتر به بیشترین میزان خود در طول تاریخ آمریکا یعنی ۴۱ درصد رسیده است. نکته جالب میزان ثروتمند شدن ۱۰ درصد پولدار جامعه آمریکا است. در این کشور در دهه هفتاد، ۱۰ درصد پولدار حدود ۲۵ درصد از کل درآمد کشور خود را در اختیار داشتند.

این روند با جهش های عجیب و غریبی در تاریخ به نقطه اوج ۳۰٫۵ درصدی در سال ۲۰۰۷ هم رسید ولی اکنون با کمی کاهش به ۳۰٫۲ درصد رسیده است و به نظر در آینده بیشتر هم می شود. این نکته را هم در نظر بگیرید که حدود ۲۰ درصد کودکان و نوجوانان تا ۱۷ سال آمریکا، در فقر زندگی کرده و این کشور را در رده پنجمین کشور از لحاظ میزان کودکان فقیر قرار داده است.

ترکیه

ترکیه از دهه ۸۰ میلادی تا سال ۲۰۰۵ یک اختلاف طبقاتی زیاد با ضریب جینی ۴۲ درصدی داشته است. بعد از سال ۲۰۰۵ با تغییر سیاست ها توانسته این اختلاف طبقاتی را به حدود ۳۸ درصد هم برساند ولی بعد از سال ۲۰۰۷ دوباره این روند حالتی صعودی به خود گرفته و اکنون اختلاف طبقاتی در این کشور به ۴۱ درصد رسیده است. یعنی سه درصد بالاتر از میانگین جهانی.

از طرفی ترکیه در زمینه میزان انباشت سرمایه ۱۰ درصد پولدار بهتر عمل کرده و از ۳۵ درصد در سال ۱۹۸۷ آن را به ۲۸ درصد در سال ۲۰۰۷ رسانده است ولی به نظر می رسد از آن سال به بعد پولدارها دوباره راه خود را پیدا کرده و اکنون ۳۱ درصد ثروت جامعه را در اختیار گرفته اند. از طرفی ۲۵ درصد کودکان ترکیه در فقر زندگی کرده و از این لحاظ ترکیه رتبه اول را در دنیا مال خود کرده است.

الجزایر

شاید فکر کنید برای چه از بین این همه کشور در دنیا به سراغ الجزایر رفته ایم. از کشورهای دنیا در طول این ۳۰ سال توانسته اند میزان اختلاف طبقاتی خود را کم کنند ولی الجزایر با توجه به موقعیت جغرافیایی خود و تصویر ذهنی که از آن داریم، شاید به نظر کشوری نباشد که در صدر جدول کم کردن اختلاف طبقاتی قرار بگیرد.

در اواخر دهه ۸۰ اختلاف طبقاتی در این کشور حدود ۴۰ درصد بوده است، ولی اکنون با ۲۷ درصد یکی از کمترین درصدهای اختلاف طبقاتی را مال خود کرده است. از طرفی میزان درآمد ۱۰ درصد ثروتمند این کشور نیز در زمانی ۳۲ درصد از کل ثروت کشور بوده است، ولی اکنون با یک سیر کاملا نزولی به ۲۲ درصد رسیده است. البته از میزان تعداد کودکان فقیر این کشور اطلاعاتی در دسترس نیست ولی با توجه به فاصله طبقاتی کم به نظر نمی رسد در صدر لیست جایی داشته باشد.

گزارش مقایسه‌ای درباره آمار‌های مربوط به اختلاف طبقاتی در ایران و بقیه نقاط دنیا

چین

چین از سال ۲۰۰۸ به بعد آمارهای میزان اختلاف طبقاتی را منتشر کرده است و از آن زمان تاکنون خیلی اتفاق خوبی در این کشور نیفتاده است. در سال ۲۰۰۸ میزان اختلاف طبقاتی این کشور ۴۲٫۸ درصد بوده است و تا امروز این میزان به ۴۲٫۲ درصد رسیده است. در زمینه میزان پولدارهای این کشور نیز تقریبا همین اتفاق افتاده، طی حدود شش سال میزان درآمد ۱۰ درصد ثروتمند، از ۲۱٫۸ درصد به حدود ۳۱٫۴ درصد رسیده است.

نکته ای که در مورد چینت وجود دارد این است که با توجه به خارج شدن بسیاری از مردم این کشور از فقر مطلق و البته بهتر شدن اوضاع اقتصادی در هر منطقه از این کشور پهناور، درصدها به نسبت قبل بسیار قابل قبول بوده و در مقایسه با دیگر کشورها به نظر می رسد اوضاع این کشور در حال بهتر شدن است.

آفریقای جنوبی

برعکس الجزایر در شمال آفریقا، کشور آفریقای جنوبی در شرایط بسیار بدی به سر می برد. منظورمان از بد یعنی بیشترین میزان اختلاف طبقاتی در دنیا میزان اختلاف طبقاتی این کشور طبق آخرین آمار رسمی در سال ۲۰۱۲ به حدود ۶۶ درصد می رسد. فکر می کنید با این شرایط اوضاع ثروتمندان این کشور چگونه است؟

همانطور که احتمالا شما هم متوجه شده اید، وقتی اختلاف زیاد باشد میزان درآمد یک قشر خاص بیشتر می شود. آفریقای جنوبی نیز از این قاعده مستثنا نبوده و میزان درآمد ۱۰ درصد پولدار این کشور از ۴۶ درصد در اوایل دهه ۹۰ به ۵۲ درصد در سال های اخیر رسیده است. بعد از این کشور هم نامیبیا و هائیتی قرار دارند که آنها هم ضریب جینی بالای ۶۰ درصد را به نام خود ثبت کرده اند.

برزیل

برزیل اکنون ضریب جینی ۵۱ درصدی دارد؛ یعنی اختلاف طبقاتی در این کشور بیداد می کند ولی این روی بد ماجراست. روی خوب ماجرا وقتی است که ببینید میزان اختلاف طبقاتی در اوایل دهه ۹۰ در این کشور حدود ۶۳ درصد بوده است. بعد طی یک روند بسیار مناسب این اختلاف طبقاتی به ۶۰ درصد، در سال ۹۳ میلادی و بعدها با شیبی ملایم به ۵۱ درصد در سال ۲۰۱۵ رسیده است. میزان کودکان فقیر این کشور نیز طی سال های گذشته کمتر شده و اکنون حدود ۱۴ درصد است.

اسپانیا

بیشتر کشورهای اروپایی طی سال های گذشته میزان اختلاف طبقاتی خود را بسیار کم کرده اند ولی در میان این کشورها، کشورهایی مثل اسپانیا پیدا می شوند که نه تنها این اختلاف را کم نکرده اند بلکه روز به روز نیز آن را گسترش داده و البته وضع نسل جدید خود را بدتر می کنند.

اسپانیا زمانی در سال ۲۰۰۴ میزان اختلاف طبقاتی ۲۴ درصدی را ثبت کرد. ولی پس از آن روند صعودی در پیش گرفت که منجر به اختلاف طبقاتی ۳۶ درصدی در سال ۲۰۱۵ شد. همچنین میزان درآمد ۱۰ درصد پولدار این کشور نیز از حدود ۳۴ درصد در همان سال ۲۰۰۴ به حدود ۲۷ درصد در سال های اخیر رسیده است. این نشان دهنده یک جریان قدرتمند در این کشور است که سال به سال با سیاست ها و اقدامات خود اوضاع را بدتر می کند. این اوضاع برای کودکان این کشور بیشترین پیامد مخرب را داشته و باعث شده تا اسپانیا با ۲۳ درصد، سومین کشور از لحاظ کودکان فقیر باشند.

گزارش مقایسه‌ای درباره آمار‌های مربوط به اختلاف طبقاتی در ایران و بقیه نقاط دنیا

روسیه

روسیه از کشورهایی است که در خط مقدم کم کردن اختلاف طبقاتی حرکت کرده است و طی سال های ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۵ توانسته اختلاف طبقاتی ۴۸ درصد را به ۳۷ درصد برساند. اما در این میان یک نکته حائز اهمیت است؛ میزان ثروت طبقه پولدار این کشور بسیار بیشتر شده است. در حقیقت سال ۲۰۰۰ میزان درآمد ثروتمندان این کشور حدود ۲۷ درصد از درآمد کل بوده است ولی این روند رشدی تصاعدی داشته و در سال ۲۰۱۳ به حدود ۳۵ درصد رسیده است. این نشان می دهد که میزان پولداران این کشور کمتر شده ولی ثروت بیشتری در اختیار آنها قرار گرفته است. میزان کودکانی که در فقر زندگی می کنند در این کشور به حدود ۱۳ درصد رسیده و مانند همان روند اختلاف طبقاتی کاهش خوبی را شاهد بوده است.

دانمارک

دانمارک کمترین میزان کودکان فقیر را با ۳٫۵ درصد در اختیار خود گرفته است ولی روند اختلاف طبقاتی و ثروت اندوزی قشر پولدار آن طی ۳۰ سال گذشته رو به افزایش بوده است. البته میزان افزایش این عددها به نسبت خیلی از کشورها چندان چشمگیر نیست ولی به عنوان یکی از برترین کشورها در زمینه بهبود اختلاف طبقاتی، از آن انتظار بیشتری می توان داشت. میزان اختلاف طبقاتی این کشور اکنون حدود ۲۸ درصد است و ۱۰ درصد پولدار حدود ۲۳ درصد از درآمد کل را در اختیار خود گرفته اند.روزنامه هفت صبح – علی هادی زاده:

دستمزد بازیگران سریال پایتخت ۵ + عکس قرارداد بازیگران سریال پایتخت ۵ با دستمزد نجومی و میلیاردی را در زیر مشاهده نمایید.

دستمزد بازیگران سریال پایتخت ۵

سریال پایتخت ۵ به کارگردانی سیروس مقدم این روزها با حواشی زیادی روبرو شده است .

دستمزد بازیگران سریال پایتخت 5 + عکس قرارداد

این مجموعه که هواداران بسیار زیادی دارد و بسیار پر مخاطب است این روزها با دستمزد بازیگرانش جنجال زیادی به وجود آمده است.

جنجال ها از آنجا شروع شد که تصویر یک لیست از مبلغ قرارداد بازیگران در فضای مجازی به اشتراک گذاشته شد که مربوط به سازمان هنری رسانه ای اوج بود که در این برگه دستمزدهای نجومی برای محسن تنابنده ، احمد مهران فر ،علیرضا خمسه، هومن حاجی عبداللهی ،بهرام افشاری و ریما رامین فر هک شده بود.

دستمزد بازیگران سریال پایتخت ۵ + عکس قرارداددستمزد بازیگران سریال پایتخت 5 + عکس قرارداد

دستمزد نجومی بازیگران سریال پایتخت ۵

که برای

  • محسن تنابنده یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان
  • احمد مهرانفر ۹۰۰ میلیون تومان
  • علیرضا خمسه ۴۳۰ میلیون تومان
  • هومن حاجی‌عبداللهی ۵۳۰ میلیون تومان
  • بهرام افشاری ۳۸۰ میلیون تومان
  • خانم ریما رامین فر ۷۰۰ میلیون تومان

در این برگه ذکر شده بود و انتشار آن در فضای مجازی و کانال های تلگرامی جنجال زیادی را برای دست‌اندرکاران این مجموعه به وجود آورده است.

در برخی از خبرها آمده بود که برخی از بودجه این سریال توسط دولت و بیت‌المال پرداخت شده که البته این خبر توسط عوامل آن تکذیب شد. اخبار سینمای ایران

دستمزد بازیگران سریال ۵ دروغ است

اما با انتشار مبلغ دستمزد آنها که در این برگه که ذکر شده بود واکنش مدیر روابط عمومی سازمان هنری رسانه ای اوج را به دنبال داشت.

آقای محمد ذوقی درباره این لیست در صفحه اینستاگرام نوشت که این برگه جعلی بوده و امضای هیچ یک از مسئولان سازمان اوج در این نامه دیده نمی شود.

دستمزد بازیگران سریال پایتخت 5 + عکس قرارداد

ایشان با گلایه از افرادی که به چنین شایعاتی دامن میزنند نوشت که چرا می‌خواهید با چنین نامه جعلی افرادی را به حاشیه بکشید؟ این کینه ورزی ها راه به جایی نخواهد برد . خبر های داغ

همچنین از کسی که این نامه جعلی را منتشر کرده به شدت انتقاد کرده که حتی سواد نداشته است چرا که در گذاشتن صفر مبالغ دچار اشتباه شده است.

دستمزد بازیگران سریال پایتخت ۵ + عکس قرارداد

لازم به ذکر است که سریال پایتخت ۵ در ایام نوروز ۹۷ از شبکه اول سیما هر شب در ساعت ۲۲ بر روی انتن تلویزیون رفته و مخاطبان بسیار زیادی را به همراه داشت این فیلم از پر مخاطب ترین پروژه های تلویزیونی بوده که به دلیل اسقبال از آن چندین فصل از آن ساخته شد و بازیگران ظنز زیادی را در خود گنجانده است.

دستمزد بازیگران سریال پایتخت ۵ + عکس قرارداد

زمانی که دو نفر برای اولین بار همدیگر را ملاقات می کنند، به دنبال نشانه هایی برای شناخت شخصیت هم می گردند.

بلاگ سوز>اجتماعی>زمانی که دو نفر برای اولین بار همدیگر را ملاقات می کنند، به دنبال نشانه هایی برای شناخت شخصیت هم می گردند. از حالت دست گرفته تا شیوه جواب دادن به تلفن همراه، همگی راههایی هستند که به کمک آنها می توانید شخصیت طرف مقابل را تا حدودی تشخیص دهید.

ما در اینجا برخی از رایج ترین رفتارها را که معیاری برای قضاوت شما می توانند باشد، برایتان آورده ایم.
 
حالت دست

به گزارش بلاگ سوز:شما می توانید از طریق حالت دست طرف مقابل، شخصیت او را تشخیص دهید. افرادی که حرکات دست زیادی دارند، معمولا افرادی قدرتمند با اعتماد به نفس بالا هستند که دوست دارند خودشان را در مقابل دیگران بیان کنند در حالی که آنهایی که زیاد هنگام صحبت کردن دست خود را تکان نمی دهند، افرادی کم رو و بدون اعتماد به نفس هستند که به دنبال ساده ترین راه برای انجام کارهایشان می گردند.

وقت شناسی

آیا دیر سر قرارتان رسده اید؟ این رفتار شما بر شخصی که منتظر شما مانده است، تاثیر منفی خواهد گذاشت. افرادی که وقت شناس هستند، افراد با انگیزه ای هستند که ساختار ذهنی منظمی دارند و برای لحظه به لحظه زندگی خود ارزش قائلند در صورتی که افراد وقت نشناس، افراد بی ملاحظه ای هستند که همیشه در حال دویدن به این طرف و آن طرف اند و تمام کارهای خود را در دقیقه ۹۰ انجام می دهند.
 
طرز برخورد با کارکنان رستوران

سعی کنید هیچگاه با فردی که با کارمندان رستوران بد برخورد می کند، قرار ملاقات نگذارید. شما از طرز برخورد افراد با گارسن های رستوران، کارمندان هتل و نگبانان می توانید تشخیص دهید که آیا طرف مقابل تان فرد مودبی است یا خیر. افرادی که شغل دیگران را معیار احترام گذاشتن به آنها قرار می دهند، افراد قابل اعتمادی نیستند.
 
طرز نگاه هنگام نوشیدن

تحقیقیات نشان داده افرادی که هنگام نوشیدن قهوه یا چای، به داخل فنجان نگاه می کنند، افرادی درونگرا، ایده آلیسم، آگاه و متمرکز هستند. اما فردی که به لبه های فنجان نگاه می کند، فردی است که بسیار تحت تاثیر دیگران قرار می گیرد و نسبت به اتفاقات اطراف خود آگاه است. بی خیالی، برونگرایی و قابل اعتماد نیز از دیگر خصوصیات این دسته است. آنهایی که هنگام نوشیدن نیز چشمان خود را می بندند، افرادی هستند که در زندگی درد و رنج کشیده اند اما سعی می کنند خودشان را با خوشی ها سرگرم کنند.

جویدن ناخن ها

بله، این یک نشانه است. تحقیقات نشان داده افرادی که ناخن های خود را می جوند یا با موهای خود بازی می کنند یا حتی پوست تن خود را می خارانند، تمایل به کمال گرایی دارند و نمی توانند آرامش خود را به طور کامل حفظ کنند.
دست خط

فرقی نمی کند که شما یک نامه عاشقانه بنویسید یا یک لیست خرید روزانه، دست خط شما می تواند شخصیت شما را لو دهد.

افرادی که هنگام نوشتن فشار زیادی به خودکار می آورند افرادی لجوج هستند که از اعتماد به نفس بالایی نیز برخوردارند. اگر کلمه های نوشته شده درشت و بزرگ باشند، شما فردی مردم محور هستید در حالی که دست خط ریز و کوچک نشان از درون گرایی شما دارد.

اگر دست خط شما به سمت راست شیب داشته باشد، شما فردی احساساتی و مهربان هستید اما اگر شیب آن به سمت چپ باشد، درونگرایی از خصوصیان اخلاقی شما است. دست خط های صاف نیز نشانه عملگرایی می باشد.
 
چک کردن گوشی

چک کردن گوشی و این که چه زمان و مکانی گوشی خود را از جیب یا کیف تان در می آورید، می تواند شخصیت شما را آشکار کند. اگر فردی هستید که مدام شبکه های اجتماعی مانند فیسبوک یا ایمیل خود را چک می کنید، نشان می دهد که شما در مورد مسائل عاطفی ثبات ندارید و مدام حال و هوایتان تغییر می کند.
 
تماس چشمی

برقرار نکردن تماس چشمی نشان دهنده عدم اعتماد به نفس است و این که فرد بر رفتارهای خود کنترل نداشته و همیشه برای انجام کارهایش نیاز به یک تلنگر از سوی اطرافیان دارد. اینگونه افراد اراده ای ضعیف دارند.

اما از طرف دیگر افرادی که اعتماد به نفس زیادی دارند، از برقرار کردن تماس چشمی واهمه ای ندارند و هنگام صحبت با دیگران به مدت طولانی تری به چشم های طرف مقابل خیره می شوند. اینگونه افراد در برقراری روابط اجتماعی با دیگران موفق تر هستند.

بیوگرافی امین تارخ و منصوره شادمنش همسر امین تارخ +تصاویر خانواده و فرزندان امین تارخ بازیگر قدیمی را در زیر مشاهده نمایید.

بیوگرافی امین تارخ

بیوگرافی امین تارخ در ۲۰ مرداد ۱۳۳۲ در شهر کازرون واقع در استان فارس به دنیا آمد.

بیوگرافی امین تارخ و همسر امین تارخ +تصاویر خانواده

بازیگر مرد پیشکسوت تئاتر سینما و تلویزیون بوده که در بازیگری و کارگردان صاحب سبک میباشد همچنین استاد دانشگاه و مدرس هنرپیشگی است.

تحصیلات

رشته تحصیلی‌اش هنرهای نمایشی بوده و کارشناسی ارشد رشته مدیریت را دریافت کرده است و علاوه بر آن استاد دانشگاه بوده و چندین آموزشگاه بازیگری را در تهران راه‌اندازی کرده.

بیوگرافی امین تارخ,عکس های امین تارخ

کلاس های بازیگری امین تارخ یکی از معتبرترین کلاسهای سینمای ایران بوده که بازیگران بسیار زیادی را به دنیای بازیگری معرفی کرده است شاگردانش در حال حاضر از سوپر استارهای سینمای ایران می باشد. بیوگرافی بازیگران و هنرمندان

شاگردان امین تارخ

از بازیگران مشهوری که شاگرد او بودند و حالا به شهرت زیادی رسیدند می‌توان به مریم بوبانی ،پوریا پورسرخ، ترانه علیدوستی ،بیتا بادران، شبنم مقدم ،بیتا سحرخیز ، نیلوفر پارسا، لیلا بلوکات ،احمد پورخوش ،حسن جوهرچی ،متین ستوده و سحر ولدبیگی و یاسمن معاوی اشاره کرد.

 راشروع بازیگری

بازیگری را در تئاتر از سال ۱۳۵۲ با نمایش لورنزاچیو را آغاز کرد و به صورت حرفه‌ای به این رشته پرداخت در آن زمان که در کشورمان مخاطبان زیادی نداشت و یکی از ستاره‌های این عرصه به شمار می‌آمد.

بیوگرافی امین تارخ,عکس های امین تارخ

اولین حضور رسمی او در عرصه سینما و تلویزیون به سال ۱۳۵۴ برمی‌گردد و در سریال تلویزیونی شهر من شیراز به کارگردانی شاهرخ ذوالریاستین بازی کرد که در آن زمان از تلویزیون ملی ایران پخش شد.

یک سال بعد در سریال ارثیه ایرانی ساخته محمود محمدی بازی کرد.

اولین سریال تلویزیونی که بعد از انقلاب بازی کرد سریال سرایداران ساخته محمدعلی نجفی بود که در سال ۱۳۶۲ از شبکه اول سیما پخش شد در این سریال بازیگران معروفی همچون افسانه بایگان و چنگیز وثوقی حضور داشتند.

اولین تجربه سینمایی‌اش را در سال ۱۳۶۰ با فیلم مرگ یزدگرد کسب کرده است فیلمی با کارگردانی بهرام بیضایی که با بازیگری علیرضا خمسه اکران شد

شهرت با سفر سبر

سریال تلویزیونی سفر سبز در سال ۱۳۸۰ او را به شهرت ملی رساند کارگردان سفر سبز محمد حسین لطیفی بود که در ایام محرم سال هشتاد از شبکه سوم سیما پخش شد.

بیوگرافی امین تارخ و همسر امین تارخ +تصاویر خانواده

موضوع آن درباره یک کودک یتیم بود که بعد از فروش به آلمان برده شد و سپس به ایران بازگشته و دنبال خانواده و پدر مادر واقعی خود میگردید.

در این مجموعه تلویزیونی بازیگرانی همچون پارسا پیروزفر، محمدرضا شریفی نیا و سارا خوئینی ها، رضا توکلی، گوهر خیراندیش ، آزیتا حاجیان و لادن مستوفی حضور گذاشتند.

ازدواج و همسر امین تارخ

امین تارخ سالها پیش با منصوره شادمنش ازدواج کرده خانوم شادمنش از بازیگران قدیمی سینما و تلویزیون بوده و دختر پری امیرحمزه از هنرپیشه های سابق قبل از انقلاب سینما می باشد.

امین تارخ و همسرش منصوره شادمنشبیوگرافی امین تارخ,منصوره شادمنش همسر امین تارخ

حاصل ازدواج آنها سه فرزند پسر به نام های نیما ، مانی و نامی می باشد که همه آنها در بازیگری و هنر فعالیت حرفه ای دارند.

پسران امین تارخبیوگرافی امین تارخ و پسرانش

 سریالهای تلویزیونی

  • شهر من، شیراز
  • اغما
  • شیخ مفید
  • سربداران
  • معصومیت از دست رفته
  • هفت‌سنگ
  • راه شیری
  • جراحت
  • بوعلی سینا
  • گاهی به پشت سر نگاه کن
  • خسته‌دلان
  • محکمه عدالت
  • آپارتمان
  • ارثیه ایرانی
  • باران عشق
  • سفر سبز

فیلم های سینمایی

  • بن‌بست وثوق
  • هفت سنگ
  • زمهریر
  • قاعده بازی
  • دلشدگان
  • رئیس
  • سربداران
  • آنها هیچ‌کس را دوست ندارند
  • ساعت ۲۵
  • پابرهنه در بهشت
  • سارا
  • پرنده کوچک خوشبختی
  • ساغر
  • بوعلی سینا
  • مادر
  • پشت دیوار سکوت
  • باغ قرمز
  • ماه و خورشید

«محمدرضا» و «جواد» و «محمد» و «علی» آگهی زده‌اند؛ آگهی فروش چشم و کلیه. خلاصه ماجرا همین است.

بلاگ سوز>اجتماعی>دو مرد ٢٠ و ٢٣ ساله به ‌تازگی آگهی ‌فروش بعضی از اعضای بدن خود و دو دوست دیگرشان را به در و دیوار شهر چسبانده‌اند!

به گزارش بلاگ سوز:«محمدرضا» و «جواد» و «محمد» و «علی» آگهی زده‌اند؛ آگهی فروش چشم و کلیه.<Eyed and kidney sales ad.> خلاصه ماجرا همین است. «محمدرضا» یکی از چهار دوستی است که چند سال پیش از دهدشت هگیلویه‌وبویراحمد برای کار به تهران آمدند و حالا مادر یکی‌شان باید در بیمارستان عمل قلب باز کند. «محمدرضا» می‌گوید برای تأمین هزینه عمل مادر دوستش و البته به دلیل فرستادن پول برای خانواده‌اش با دوستانش در آگهی فروش اعضا همراه شده است. او پیش از این دستفروش بوده، حالا بی کار است و می‌گوید بعد از دادن آگهی، مردم با او تماس می‌گیرند و همدردی می‌کنند: «همین همدردی یک دنیا می‌ارزد.»

«جواد»، دوست محمدرضا است و یکی از کسانی که می‌خواهد یک چشمش را بفروشد. او هم می‌گوید سه برادرش معتادند، خانواده‌اش وضع مالی خوبی ندارند و فروختن یک چشم برایش کار سختی نیست. «محمدرضا» و «جواد» نمی‌دانند که نباید امیدی به این آگهی داشته باشند.

وزارت بهداشت قبل از این و با منتشر شدن تصویر آگهی فروش چشم، اعلام کرده است که این آگهی‌ها شبیه جوک است. محمد آقاجانی، معاون پیشین درمان وزیر بهداشت پیش از این گفته است: «فروش چشم اصلا امکان‌پذیر نیست و بیان چنین موضوعی شبیه جوک و فکاهی است. اساسا پیوند چشم آن هم از فرد زنده امکان‌پذیر نیست و هر کس چنین ادعایی کرده است، حتما یک فرد شیاد است که هیچ آشنایی با نظام سلامت ندارد و قصد شوخی داشته است. در ایران و دنیا در مورد چشم فقط پیوند قرنیه وجود دارد که آن هم فقط از افراد مرگ مغزی انجام می‌شود. در ایران برای این کار بانک قرنیه وجود دارد و خارج از چارچوب بانک قرنیه و پیوند قرنیه از فرد دچار مرگ مغزی امکان انجام پیوند وجود ندارد.»

آگهی‌های عجیب؛ از فروش چشم تا فروش کلیه

محمدرضا، ٢٠ساله اهل دهدشت

چند سالتان است؟

٢٠سال.

اهل کدام شهرید؟

دهدشت در استان کهگیلویه وبویراحمد.

تحصیلاتتان چقدر است؟

تا پیش‌دانشگاهی تجربی خوانده‌ام.

در آگهی شما آمده چهار نفرید و دو چشم و دو کلیه‌تان را در مجموع برای فروش گذاشته‌اید. شما کدام‌یک از اعضا را می‌خواهید بفروشید؟

یک چشمم را.

چند می‌فروشید؟

اگر مشتری پیدا شود، ١٥٠ تا ١٦٠میلیون.

قیمت را از کجا و بر چه اساسی تعیین کرده‌اید؟

از یک‌ سری سایت‌هایی که آگهی فروش اعضا می‌زنند. با چند نفر هم مشورت کردیم، گفتند رقم خاصی نمی‌شود برایش تعیین کرد، می‌شود تا بی‌نهایت قیمت معلوم کرد، بستگی به این دارد که چقدر مشتری برایش پیدا شود.

حالا چرا چشمتان را می‌خواهید بفروشید؟ در آگهی نوشته دو دوست دیگرتان کلیه‌شان را برای فروش گذاشته‌اند.

بله ما چهار دوست هستیم که دو نفرمان کلیه و دو نفرمان یک چشم‌مان را برای فروش گذاشته‌ایم. من چشمم را گذاشتم به این دلیل که شنیده‌ام نداشتن یک کلیه خیلی سخت است، بعدش آدم اذیت می‌شود و مدام باید رعایت کند و هر غذایی را نمی‌شود خورد. کلیه کلا حساس است.

از چشم که حساس‌تر نیست! شما سخت‌تان نیست یک چشمتان را از دست بدهید؟

بالاخره یک چشم دیگرم هست. من دیده‌ام که قبلا کسان دیگری برای فروش یک چشمشان آگهی داده‌اند. با یک چشم هم می‌شود زندگی کرد. من هم مجبورم، اگر مجبور نبودم، این کار را نمی‌کردم.

چرا مجبورید؟ وضع مالی‌تان چطور است؟

راستش را بخواهید مادر یکی از دوستانم، عمل قلب باز دارد و باید خیلی فوری عمل شود. گفته‌اند عملش ٤٨‌میلیون تومان پول می‌خواهد. او برای تأمین این پول، آگهی فروش کلیه زد و ما هم برای این‌که با او همدردی کنیم، آگهی زدیم.

او یکی از همین چهارنفر است که در آگهی‌تان نوشته‌اید؟

بله.

شما می‌گویید که برای همدردی با دوستتان این کار را کرده‌اید. به هر حال اگر برای چشمتان مشتری پیدا شود، این کار را می‌کنید یا نه؟

بله حتما.

یعنی هر سه‌ نفرتان می‌خواهید به او کمک کنید؟

بله.

خودتان نیاز ندارید؟

مطمئنا داریم. ما می‌خواهیم او فکر نکند تنهاست ولی اگر هم این پول دستمان بیاید، بقیه‌اش را به زخم خودمان می‌زنیم.

اگر آن طور که شما می‌گویید، عمل قلب مادر دوستتان ٤٨‌میلیون تومان می‌شود، لازم نیست همه‌تان این کار را بکنید.

بله، ولی خب من می‌دانم که این کار غیر قانونی است و از آن طرف گروه خونی‌ها فرق دارد و پیدا کردن کسی که شرایطش جور باشد، سخت است، به همین دلیل ممکن است اگر یک‌ نفر آگهی داده باشد، دیرتر موفق شویم، ما چهارتایی آگهی دادیم که شانس‌مان بیشتر شود.

الان در تهران زندگی می‌کنید؟

بله چندسال است که در تهران کار و زندگی می‌کنم.

با آن سه نفری که در مشخصاتشان در آگهی آمده زندگی می‌کنید؟

بله در خانه‌ای اجاره‌ای در یافت‌آباد. آنها هم از ٥ تا ٩‌سال است که از دهدشت به تهران آمده و کار می‌کنند.

ماهی چقدر اجاره می‌دهید؟

ماهی ٤٠٠‌هزار تومان.

کارتان چیست؟

من و رفقایم دو سه سال اولی که به تهران آمدیم در رستوران کار می‌کردیم. بعدش دیگر همه‌جا رفتیم، بنگاه و… و اخیرا هم دستفروشی می‌کردم ولی الان کار نمی‌کنم.

درآمد این چندسال هر ماه چقدر بوده؟

حدود یک‌میلیون تومان. ولی خب مشکلات دستفروشی زیاد است، چندبار جنس‌هایمان را از ما گرفتند و راستش ما هم خسته شدیم.

پس دلیلتان برای دادن این آگهی، فقط کمک به مادر دوستتان نیست.

خب به هر حال اگر این پول دستمان بیاید، خیلی خوب است.کمک زیادی به ما و خانواده‌هایمان می‌کند. دوستانم هم یا کارگری کرده‌اند یا دستفروشند و پولی ندارند. آن دوستم هم که مادرش بیمار است الان بیکار است.

مادر دوستتان چندوقت است که در بیمارستان بستری است؟

چهارماه است در یکی از بیمارستان‌ها بستری است و به زحمت پول بستری‌اش را جور کرده‌ایم.

بیمه نیست؟

بیمه معمولی هست ولی با دفترچه می‌گویند این قدر.

هم‌خانه‌هایت چندسالشان است؟

دو تایمان ٢٠ساله‌ایم، دو تایمان ٢٣ساله.

خانواده شما هم در دهدشت زندگی می‌کنند؟ چند خواهر و برادرید؟

بله آن‌جا هستند. دو خواهر و یک برادر دارم. وضع مالی آنها هم خوب نیست.

چند روز است آگهی زده‌اید؟

حدود یک هفته.

در کدام خیابان‌ها زده‌اید؟

در خیابان‌های بالای شهر که مشتری بهتری پیدا شود.

در این مدت چند نفر به شما زنگ زده‌اند؟

نمی‌توانم دقیق بگویم ولی در مجموع حدود ٣٠ نفر می‌شوند.

مشتری‌اند؟

بیشترشان زنگ می‌زنند و همدردی می‌کنند. مشتری جدی تا به حال پیدا نشده. البته همان همدردی هم خیلی مهم است. وقتی می‌شنویم مردم هم درد ما را درک می‌کنند و ناراحتند، دلمان گرم می‌شود.

اگر بر فرض مشتری پیدا شود، می‌دانید که چنین عملی کلا غیرقانونی است و از آدم زنده، چشم پیوند نمی‌زنند. در این‌باره فکری کرده‌اید؟ یا اگر اصلا پیدا شد، دکتری می‌شناسید که این کار را انجام دهد؟

من از قانون خبری ندارم و دکتری هم نمی‌شناسیم. دیده بودیم که قبلا این کار را کرده‌اند. امیدواریم که کسی پیدا شود و راهش را بلد باشد.

اگر مشتری پیدا شود، واقعا این کار را می‌کنید؟

بله می‌کنم. البته حرف زدن خیلی راحت است، موقع عمل نمی‌دانم همین‌قدر مطمئن باشم.

اگر کسی ٢٠٠‌میلیون تومان بدهد و همین فردا بخواهد عمل کند، این کار را می‌کنی؟

اگر واقعا سریع باشد و به درد کار و نیتمان بخورد، بله حتما.

یک آگهی عجیب!

جواد، ٢٣ ساله، اهل دهدشت

شما هم می‌خواهید چشم‌تان را بفروشید؟

بله.

چرا؟

والا هر چهارتای ما زندگی درست‌وحسابی نداریم. از وقتی بچه بودیم کار کرده‌ایم، ولی هر روز یک بلایی سرمان آمده و نتوانسته‌ایم یک زندگی برای خودمان جمع‌وجور کنیم. یا پول‌مان را می‌خورند یا خانواده قرض دارد و باید به آنها برسیم، حالا هم که مادر رفیق‌مان افتاده بیمارستان و عملش خرج برمی‌دارد. ما در این شهر همه کار کرده‌ایم، اما به نتیجه نرسیده‌ایم.

چه کارهایی؟

از آشپزی تا کارگری ساختمان و مشاور املاکی و دستفروشی. ما فقط دزدی نکرده‌ایم وگرنه همه کار کرده‌ایم.

وضع خانواده‌تان چطور است؟

پدر من ٣٠‌سال است که کارمند یک اداره است و اخیرا به دلیل این‌که خانه‌اش به نام عمویم است و او هم بدهی بالا آورده، خانه‌اش را دارند می‌گیرند.

در خانواده چند نفرید؟

ما چهار پسر و یک دختریم. از چهار پسر خانواده، سه نفرشان معتادند و فقط من نیستم. در همه این هشت‌سالی که در تهران کار کرده‌ام، مدام برای آنها پول فرستاده‌ام. باورتان می‌شود اگر بگویم کلا چهار تا پنج دست لباس برای خودم خریده‌ام؟ خب قطعا وضعیتم خوب نیست که می‌خواهم چشمم را بفروشم.

چند می‌خواهید بفروشید؟

١٥٠ تا ١٦٠‌میلیون تومان.

اگر مشتری پیدا شود، واقعا این کار را می‌کنید؟

بله، واقعا این کار را می‌کنم. اگر بخواهم کار کنم، ١٥‌سال طول می‌کشد تا ١٥٠‌میلیون تومان پول داشته باشم، تازه اگر هیچ خرجی نکنم، یعنی وقتی ٣٨ساله بشوم با بدبختی شاید این پول را داشته باشم.

اگر بر فرض این پول دست‌تان بیاید، غیر از کمک به مادر دوست‌تان می‌خواهید با آن چه کنید؟

همه‌اش را می‌دهم به خانواده‌ام.

خب آنها اگر بفهمند پول چشم‌تان است، چه برخوردی خواهند داشت؟

من زیاد خانه‌مان نمی‌روم، از کجا می‌خواهند بفهمند.

می‌دانید که این آگهی شما غیرقانونی است و اصلا چنین عملی در ایران انجام نمی‌شود؟

بله، شنیده‌ام غیرقانونی است. به من گفته‌اند، ولی خب هر کاری در ایران می‌شود انجام داد. من می‌خواهم با رضایت خودم یک عضو بدنم را بدهم، عاقل و بالغم.

چرا کلیه‌تان را نمی‌فروشید؟ امکان موفق‌شدن در فروش آن خیلی بالاتر است.

کلیه، هم نگهداری بعدش سخت است، هم پولش کمتر است، آدم با یک چشم هم می‌تواند زندگی کند.

در این مدت تماس‌ها با شما چطور بوده است؟

عده‌ای زنگ می‌زنند و به ما می‌خندند، عده‌ای دلداری می‌دهند، عده‌ای هم می‌گویند ما می‌آییم و قرار می‌گذاریم و …

در این مدت چرا برای حل مشکلات‌تان وام یا قرض نگرفته‌اید؟

چند بار رفتیم بانک، وام؛ ضامن و چک و… می‌خواهد، من ندارم.

بیمه هستید؟

بیمه سلامت همگانی.

تحصیلات‌تان چقدر است؟

فوق‌دیپلم معماری دارم، از دانشگاه آزاد دهدشت. ترم یک بودم که برای کار آمدم تهران، این‌جا کار می‌کردم و موقع امتحانات می‌رفتم دانشگاه، تا هزینه‌اش دربیاید، بعدش هم که فقط کار کردم. من از بچگی ورزشکار هم بوده‌ام، انواع و اقسام ورزش‌ها: کشتی، تکواندو، فوتبال، فوتسال.

چرا ادامه ندادید؟

ورزش‌ کردن و ادامه‌ دادن آن هم پول می‌خواهد، بالاخره دستکش خوب، کفش خوب، ما پولش را نداشتیم. ما در خانواده‌مان همیشه دعوا بود، کسی نبود به ما برسد. ١٠ساله بودم که یکی از برادرهایم، جلوی من با تیغ خودش را زد، همه‌اش خودزنی و خودکشی و دعوا و جروبحث. اصلا نمی‌دانم محبت چیست.

می‌دانید که خیلی‌ها ممکن است فکر کنند این آگهی شما کلاهبرداری است و برای پول درآوردن بیشتر این کار را کرده‌اید.

بیایند وضع ما را ببینند، بهشان ثابت می‌شود.شهروند

بیوگرافی سپیده توفیق مجری شبکه جم +ماجرای بازگشت سپیده توفیق به ایران به همراه عکس های خانوادگی را در زیر مشاهده نمایید.

بیوگرافی سپیده توفیق مجری شبکه جم

سپیده توفیق متولد دهه شصت می باشد , در تهران به دنیا آمده و در اوایل دهه ۹۰ به شبکه ماهواره ای جم در ترکیه پیوست

بیوگرافی سپیده توفیق مجری شبکه جم +ماجرای بازگشت

بیوگرافی سپیده توفیق مجریگری بسیاری از برنامه‌های این شبکه را  بر عهده داشته و بعد از مهاجرت به ترکیه برخی از بازیگران سینما و تلویزیون نیز با پیشنهاد مهدی مظلومی کارگردان معروف سینما به این شبکه پیوستند بازیگرانی از جمله رابعه اسکویی ، رامسین کبریتی و چکامه چمن ماه اشاره کرد.

او بعد از حضوری ناموفق و غیرحرفه‌ای و وعده‌های پوشالی عوامل این شبکه به اشتباه خود پی برده و اعلام کردند که پشیمان شده اند.

عکس های سپیده توفیق

اما بازگشت آنها به کشور با ممنوع التصویری و ممنوع فعالیت آنها همراه است

تصاویر سپیده توفیقعکس سپیده توفیق مجری شبکه جیم

بعد از بازگشت رابعه اسکویی و چند تن از بازیگران زن دیگر به کشور خانم سپیده توفیق نیز تصمیم به بازگشت به ایران را گرفت و در آخرین مصاحبه خود درباره بازگشتش گفت: این شبکه کاملاً غیر حرفه‌ای و مبتدی می باشند

بعد از ترور سعید کریمیان مالک شبکه جم اوضاع این شبکه به حالات نابسامانی کشیده شد و بسیاری از عوامل این شبکه از آن جدا شده و کم کم در حال منحل شدن میباشد

ممنوع الفعالیت در ایران

درباره ماجرای ممنوع الفعالیتش در کشور گفت که در فضای مجازی با خبری مواجه شدم که خانم نورگل یشیلچای بازیگر خارجی و ترکیه‌ای برای بازی در یک فیلم سینمایی ایرانی به تهران آمده است.

بیوگرافی سپیده توفیق مجری شبکه جم +ماجرای بازگشت

در حالی که این خانم در بسیاری از فیلم های ترکی که ما آن را در شبکه جم دوبله و پخش می کردیم حضوری پررنگ داشته.

فیلم هایی که مسئولان ایران با پخش آنها مخالف هستند ولی حالا می‌بینیم که بازیگر همین فیلم ها مجوز بازی کردن فیلم در ایران را گرفته است.

عکس سپیده توفیق مجری شبکه جم +ماجرای بازگشت

ماجرای بازگشت به ایران

او می‌گوید یکی از دلایل بازگشتم به تهران و جدایی از شبکه جم تیوی فضای نابسامان و غیره حرفه ای آن بوده است و یکی دیگر از دلایل آن این بود که من نمیدانستم مسئولان دولت ایران با شبکه جم تیوی مخالف هستند.

چرا که عوامل این کانال در ابتدا که با ما قرارداد بستند وضعیت این شبکه را سازگار با قوانین جمهوری اسلامی ایران بیان کردند ولی گویا به ظاهر این کار صورت گرفت

فعالیت در عرصه مدلینگ

این خانه هنرمند در سال ۹۵ وارد عرصه مدلینگ شد و به تبلیغ پوشاک و لباس های زنانه می پرداخت و در حال حاضر در عرصه مد در کشور ما فعالیت دارد.

عکس های سپیده توفیقبیوگرافی سپیده توفیق مجری شبکه جم +ماجرای بازگشت

تعداد زنانی که آشپزی می‌کردند، در یک بازه زمانی مشابه، از ٩٢‌درصد به ٧٠‌ درصد کاهش یافته است.


بلاگ سوز>اجتماعی>براساس مطالعات نشریه نوتریشن ژورنال که در‌ سال ٢٠١٣ منتشر شد، تعداد زنانی که آشپزی می‌کردند، در یک بازه زمانی مشابه، از ٩٢‌درصد به ٧٠‌ درصد کاهش یافته است.

به گزارش بلاگ سوز: ٢٢ ساله بودم که برای نخستین‌بار مادرم یک وسیله آشپزخانه <Kitchen b>به من داد تا واقعا برای خودِ خودم باشد. این وسیله یک آرام‌پز سرامیکی قدیمی کراک‌پات بود که رنگش در ابتدا زرد اما در مرور زمان سفید شده بود، این آرام‌پز طرح گل‌های آبی‌رنگی داشت و احتمالا در حوالی ‌سال ١٩٨٠ خریداری شده بود.

وقتی برای نخستین‌بار به خانه خودم رفتم، مادرم این آرام‌پز را به من داد و گفت که آن را از مادرش گرفته است. سرپوش آن مدت‌ها بود که گمشده بود، اما می‌توانستم از فویل‌های آلومینیومی به جای آن استفاده کنم و اگر روزی به آشپزی علاقه‌مند می‌شدم ممکن بود به کارم بیاید.

همان‌طور که مادرها همیشه درست می‌گویند، مادر من هم درست می‌گفت؛ پس از ٦ماه شام‌های یخ‌زده و فریزی، شروع کردم به آشپزی و پخت سینه مرغ در مدل‌های مختلف در آرام‌پز سالخورده. از این‌که چطور تلاشی کوچک می‌تواند غذای خانگی واقعی به همراه داشته باشد، متعجب و خشنود بودم. خیلی زود بعد از پختن مرغ با سیر و لیمو، مرغ کبابی و خوراک مرغ سرخ‌شده احساس می‌کردم استاد بزرگ آرام‌پزها شده‌ام و تصمیم گرفتم آن را به یک آرام‌پز جدیدتر به‌روزرسانی کنم. در آن زمان، اواخر ٢٠١٢، وقتی به دنبال یک کراک‌پات می‌گشتم، متوجه شدم که آنها را به نام عمومی‌تر «آرام‌پزها» می‌شناسند و هیچ‌یک از پرفروش‌ترین‌های مدل‌های مختلف حتی ذره‌ای شبیه پاتسِ٢ تپل برقی من نبودند. به جای آن با انتخاب‌های گسترده‌ای از محصولاتی از جنس کروم و سیاه‌رنگی روبه‌رو بودم که انگار تازه از خط تولید کارخانه اسپری بدن Axe خارج شده بودند.

آشپزخانه‌های مردانه‌ مردانه

امروز می‌دانیم که وسایل آشپزخانه درحال تغییر و تحولند، چراکه نُرم آشپزهای آمریکایی درحال دگرگونی است، درحالی‌که در اواسط دهه ١٩٦٠ یک‌چهارم مردان آمریکایی آشپزی می‌کردند، در اواخر دهه ٢٠٠٠، مردانی با درآمدهای پایین تا بالا و در سن‌های بین ١٩ تا ٦٠سالگی در آشپزی مشارکت می‌کنند. براساس مطالعات نشریه نوتریشن ژورنال که در‌ سال ٢٠١٣ منتشر شد، تعداد زنانی که آشپزی می‌کردند، در یک بازه زمانی مشابه، از ٩٢‌درصد به ٧٠‌درصد کاهش یافته است. همچنین دانشگاه میشیگان در گزارشی درباره نسل ایکس٣ نشان می‌دهد مردان مجرد و متأهلی که بین سال‌های ١٩٦١ و ١٩٨١ به دنیا آمده‌اند و در مناطق مختلف شهری و روستایی و شهرهای بزرگ زندگی می‌کنند بیش از پدران خود دست به آشپزی می‌زنند و برای تهیه غذا خرید انجام می‌دهند، این گروه به‌طور متوسط هشت وعده در طول هفته غذا درست می‌کنند. به بیان دیگر، مرد جدید آمریکایی بیش از همیشه می‌تواند یک آشپز خانگی باشد و آشپزخانه احتمالا «غار جدید» مردان است.

همچنان که مردان آشپزخانه‌ها را کشف می‌کنند، آشپزخانه‌ها هم به آرامی درحال کشف مردان هستند. به وسایل آشپزخانه که هر مردی باید در اختیار داشته باشد، نگاهی بیندازید، «وسایل» و «ابزارهایی» وجود دارند که موردعلاقه مردان هستند. نخست این‌که متوجه خواهید شد بسیاری از وسایل آشپزخانه‌ امروز طرحی ساده و از نظر جنسیتی خنثی دارند که با کروم پوشیده شده‌اند و مشکی‌رنگ هستند. وسایل و آشپزخانه‌ها در پیرامون مردان درحال تحول هستند، حتی اگر شرکت‌های تجاری تمایلی نداشته باشند درباره آن صحبت کنند.

وقتی آرام‌پزهای شرکت کراک‌پات در ‌سال ١٩٧١ وارد بازار آمریکا شد، با موفقیتی چشمگیر روبه‌رو شدند، این وسایل برای زنانی که در فشار درگیرهای خانه و کار درحال نابودی بودند، تبدیل به یک معجزه شدند. کراک‌پات می‌توانست وعده غذایی را به آرامی و در طول روز آماده کند، به همین خاطر یک مادر شاغل پیش از آن‌که بچه‌ها را راهی مدرسه کند، به راحتی کمی گوشت و سبزی در آن می‌ریخت و وقتی از سرکار به خانه بازمی‌گشت، غذایی مغذی در آشپزخانه درحال جوش و آماده ارایه به خانواده‌اش بود.

روزنامه واشینگتن‌پست در‌ سال ٢٠١٥ در گزارشی با عنوان شیطنت‌آمیز «وعده اجرا نشده کراک‌پات، نماد دوست‌نداشتنی برابری زنان» اشاره می‌کند که ‌سال ١٩٧٥ همان سالی است که مابل‌ هافمن کتاب آشپزی کراکری کوکری را منتشر کرد که در آن به دارندگان کراک‌پات آموزش می‌دهد چگونه مانند «مرغ سوخاری زنان پرمشغله» غذا آماده کنند. کتاب در چهار ماه نخست نیم‌میلیون نسخه فروش داشت.

آرام‌پزهای دهه‌های ١٩٧٠ و ١٩٨٠ میلادی هنرشناسی زنانه متمایزی داشتند. بسیاری از آنها مانند آرام‌پز مادربزرگ من، طرح‌های گل‌و‌بوته‌ای داشتند؛ در یکی از محبوب‌ترین طرح‌ها، با نام «برداشت طلا» تصاویری از میوه‌ها و سبزی‌های رسیده، سوپ‌های درحال جوش و حتی یک خرچنگ مهربان و آبدار روی آن درج شده بود. اما استفاده از آرام‌پزها در دهه ١٩٩٠ کاهش یافت. وقتی در میانه دهه ٢٠٠٠ رنسانس این خوراک‌پزها فرارسید، طراحی‌های زنانه آن روزها را نمی‌شد هیچ کجا پیدا کرد. آرام‌پزها در تحول لوازم آشپزخانه حضور نداشتند، این وسایل پیشرفت‌هایی در حوزه فناوری داشتند و بدنه آنها از استیل ضدزنگ پوشیده می‌شد. زمانی که گروه لوازم‌خانگی هلمز، شرکت لوازم خانگی ریوال را در‌سال ١٩٩ خرید، کراک‌پات همچنان از طرح‌های گل‌وبوته‌ای استفاده می‌کرد و فروش بسیار اندکی داشت و به همراه آن یک کتاب آشپزی هم به مشتری تحویل داده می‌شد.

بارت پلومان، معاون ارشد و مدیر بخش آشپزخانه گروه هلمز می‌گوید: «احساس می‌کنیم مشتریان در آشپزی‌کردن کمی پیچیده شده‌اند.» در همین راستا گروه لوازم خانگی میلفورد طرح‌های گل‌وبوته‌ای خود را با بدنه‌های ضدزنگ جایگزین و ٢٠٠ دستور آشپزی الکترونیک به آخرین مدل محصول خود اضافه کرد.

فروش آرام‌پزها که حالا «غذاپزهای سیاه و نقره‌ای زیبایی هستند که می‌شود آنها را در مهمانی شام روی میز قرار داد» در سه‌سال نخست هزاره ٣٠‌درصد افزایش یافته است. در‌ سال ٢٠١٧، سه جایگاه نخست پرفروش‌ترین‌های سایت آمازون همه به شرکت کراک‌پات تعلق دارد که بدنه‌های استیل ضدزنگ و مشکی‌رنگ دارند.

به‌طور کلی به‌نظر می‌رسد کراک‌پات هوشمندانه تغییراتی را در جمعیت هدف مشتریان معمول خود ایجاد کرده است. یکی از نمایندگان این شرکت می‌گوید: «مردان نقش بیشتری در آشپزخانه دارند… و این چیزی نیست که تأثیر مستقیمی بر طراحی محصولات و بازاریابی این مجموعه نداشته باشد.»

در‌ سال ٢٠١٢ کراک‌پات محصولاتی جدید را معرفی کرد، یک‌سال بعد، این محصولات با فروش بسیار بالایی روبه‌رو شدند. صفحه نخست وب‌سایت این شرکت در دسامبر گذشته چهارمحصول پرفروش و پربازدید خود را به مشتریان معرفی می‌کرد که هر هشت مدل دوباره طراحی‌های ساده، نقره‌ای و مشکی داشتند. طرح‌های گل‌وبوته‌ای و عجیب‌وغریب هنوز موجود است، اما در صفحات داخلی وب‌سایت در دسترس خواهند بود.

کراک‌پات البته تنها وسایل آشپزخانه‌ای نیست که آشکارا تلاش می‌کرد رضایت زنان را جلب کند. در زمان جنگ جهانی اول و زمانی که وسایل برقی به‌تدریج برای استفاده خانگی افراد وارد بازار شدند «همه چنین رفتاری داشتند» این را روث شوارتز کوان، نویسنده کتاب «کار بیشتر برای مادر: کنایه‌های فناوری‌های خانگی از اجاق آشپزی تا مایکروفر» بیان می‌کند. برای مثال مجموعه وستینگ هوس در‌ سال ١٩٢٤ با افتخار مدعی بود که «هزاران زن محصولات وستینگ هوس را انتخاب می‌کنند.» یکی از شرکت‌های تولید‌کننده قهوه‌ساز، توستر و ماهیتابه‌های برقی، محصولات خود را «شگفت‌انگیز برای مادران» می‌خواند. همین شرکت در ژانویه امسال تبلیغی را با عنوان «آشپزی خاطرات به همراه مادر» منتشر کرد و در آن پسری را نشان می‌داد که در کنار مادر ایستاده و نقش کمک‌آشپز را بازی می‌کند و پدر هم درست در کنار آنها مشغول آشپزی است.

کوان می‌گوید که در بیشتر قرن بیستم تبلیغات وسایل آشپزخانه تنها در کریسمس مردان را هدف قرار می‌دادند؛ «زمانی که وسایل کوچک به‌عنوان هدیه مردان به همسران خود بازاریابی می‌شدند.» در یکی از تبلیغات مشهور شرکت وسایل آشپزخانه دورمِیر، در‌ سال ١٩٦٦، از زنان (همسران) خواسته شده بود که از میان فهرست زیر هدیه‌ای را برای کریسمس انتخاب کنند (توستر، قهوه‌جوش، ماهیتابه، کنسرو بازکن و مانند آن) و آن را به شوهران خود نشان دهند و اگر آنها بلافاصله به فروشگاه نرفتند «کمی گریه» کنند، به شوهران هم گفته شده بود که «پیش از آن‌که همسران‌شان به گریه بیفتند، این محصول را بخرید.»

تبلیغات وسایل آشپزخانه علاوه‌بر این‌که به‌طور تاریخی زنان را خطاب قرار می‌دادند، طوری برنامه‌ریزی می‌شدند که مورد توجه زنان قرار بگیرند. کوان می‌گوید: «تعداد زیادی مجله برای زنان وجود داشت و همین نشریات محل اصلی این دست تبلیغات بودند.» کوان اضافه می‌کند هرگز تبلیغ وسایل آشپزخانه را در نشریه تایم نمی‌بینید.

با این‌حال امروزه برندهای آشپزخانه تلاش می‌کنند روش‌هایی برای ارتباط با مشتریان مرد پیدا کنند. برای مثال، شرکت لوازم خانگی ریتلیرز معمولا برخی نمونه محصولات خود را به‌طور رایگان برای نشریات ارسال می‌کند، به این امید که برخی از کارکنان نشریه از آن استفاده کنند و خوش‌شان بیاید و احتمالا چیزی درباره آن بنویسند. زمانی که در GQ کار می‌کردم یک قیچی قرمز و سیاه آشپزخانه، یک دستگاه بخور کوچک و یک جفت دستکش کباب‌پز مردانه به‌طور رایگان به من رسید.

با این‌حال در تمام شرکت‌های مطرح، تاریخچه دردسرسازی فروش‌ها جنسیتی ندارند، برخی از آنها از همان ابتدا بازار وسیع‌تری را در نظر گرفتند و همچنان هم آن را ادامه می‌دهند. OXO یکی از این شرکت‌هاست که وسایلی مانند پوست‌کن، سیر خردکن، دربازکن و مانند آن را تولید می‌کند و از نظر جنسیتی خنثی است. تبلیغات این شرکت بیشتر در فضاهای دوستانه و توسط سرآشپزهای سرشناس انجام می‌شود و تاکنون نگاه جنسیتی به وسایل خود نداشته‌اند. اگر نیاز باشد وسیله‌ای را کوچک و صورتی می‌کنند و گاهی آن را استیل، مشکی و سنگین‌تر. OXO، ٢٨‌سال پیش توسط سم فاربر تأسیس شد، فاربر متوجه شده بود برای دستان همسرش که به ورم مفاصل مبتلا بود، در زمان کار با وسایل آشپزخانه سنتی مشکلاتی ایجاد شده است. او می‌خواست آشپزی برای همه دست‌ها و همه بدن‌ها راحت‌تر و ارگونومیک‌تر باشد. احتمالا در دهه ١٩٩٠ او متوجه شده بود که دست‌ها و بدن‌های مردانه‌تری در آشپزخانه حضور پیدا کرده‌اند. کارن اشنلوار، معاون استراتژی برند و بازاریابی شرکت می‌گوید که «ما چنان از نظر جنسیتی خنثی هستیم که حتی خودمان هم به آن شکل فکر نمی‌کنیم.» مرکز شرکت در نیویورک یک نقاشی دیواری از هزاران دستکش دارد تا به آنها یادآوری کند مأموریت‌شان تولید وسایل آشپزی برای همه نوع دست است، دست‌های کوچک، دست‌های بزرگ، دست‌های ورم‌کرده، دست‌های کودکان و دست‌های افراد دارای ناتوانی. اشنلوار می‌گوید: «فکر می‌کنم نیمی از آنها دستکش‌های مردانه باشند.»

مجموعه‌های نادری در وسایل آشپزخانه هم هستند که صرفا مردان را هدف قرار داده‌اند. شرکت ١٢٢ساله لاج یکی از این شرکت‌هاست که به خاطر ماهیتابه‌های آهنی سنگین و زمختش مشهور است. در صفحه نخست وب‌سایت این شرکت، عکسی قدیمی سه مرد شلوار جین‌پوش را در بیرون شهر و درحال پیک‌نیک نشان می‌دهد، یکی درحال نوشیدن قهوه در یک لیوان حلبی است، دیگری درحال برپاکردن چادر و سومین نفر روی ماهیتابه‌های آهنی لاج مشغول آشپزی است.

نشریه سلامت مردان در پنج‌سال گذشته و در چهار موقعیت مختلف این ماهیتابه‌های آهنی را یکی از بایدهای آشپزخانه معرفی کرده است. نشریه GQ و اسکویر نیز هر دو اذعان کرده‌اند که مردان باید این وسیله را در اختیار داشته باشند.
لاج همچنین بر نقش جنسیتی و آشپزی تاکید دارد، از نظر تاریخی آشپزی خارج از خانه یک آشپزی مردانه است، کارهایی مانند سرخ‌کردن، کباب‌کردن و آشپزی در پیک‌نیک. به‌نظر می‌رسد میان «مردانگی» و «در معرض آتش مستقیم قرار گرفتن» ارتباط مثبتی وجود داشته باشد.

وقتی دن استاتسیک ٥٤ساله و همسرش وظایف آشپزخانه را تقسیم کردند به نسبت ٨٠ به ٢٠رسیدند. استاتسیک که مدیر یک شرکت مشاوره سرمایه‌گذاری در مینه‌سوتاست به من می‌گوید که وقتی نورا ماهی یا مرغ درست می‌کند «بشدت خوشحال» می‌شود، اما او هم بخشی از وظایف روزانه آماده‌کردن غذا را برعهده دارد.

او خود را «مرد استیک» و «مرد صبحانه» معرفی می‌کند که عاشق درست‌کردن سس و سوپ سبزی مانند نودل کدو است. وقتی آنها در ‌سال ٢٠١٦ درحال ساخت خانه‌شان بودند، استاتسیک چند درخواست ویژه برای آشپزخانه داشت. او توضیح می‌دهد که یک فضای باز می‌خواست تا دوستان آنها بتوانند صبحانه‌های آخر هفته آن‌جا جمع شوند یا حتی در آشپزی به آنها کمک کنند، به‌طور ویژه، او یک اجاق‌گاز بزرگ می‌خواست و یک فر خوراک‌پزی که بتواند جوشیدن سس خاصش را کنترل کند و همین‌طور یک ظرف‌شویی بزرگ و یک فر بخارپز و یک آیلند بزرگ. درواقع استاتسیک فضایی بزرگ، جذاب و هنری می‌خواست که آلیس فریدمن، نویسنده کتاب «زنان و ایجاد یک خانه مدرن» به آن «آشپزخانه سرآشپزهای شبکه‌های تلویزیونی» می‌گوید. به بیان دیگر او به دنبال یک آشپزخانه مردانه‌ مردانه آرمانی بود.

‌هالی ریکت که روانشناسی و جامعه‌شناسی خوانده و درحال‌حاضر طراح آشپزخانه و حمام است، می‌گوید مردانی که به دنبال ساخت آشپزخانه‌های خود هستند، می‌خواهند خود نیز در آن آشپزی کنند: «مردان در مورد کار کردن تمایل دارند کمی تحلیلی باشند.» برای مثال، مشتریان مرد ریکت که در آشپزی جدیت دارند، فریزرهای کشویی را ترجیح می‌دهند تا فضای داخلی آن را بیشتر و اشغال فضای آشپزخانه را به حداقل برسانند، همچنین مردان نسبت به زنان تمایل بیشتری به ایجاد فضای خالی و عدم‌استفاده از ابزارهای اضافی دارند.

ریکت اضافه می‌کند که مردان بیشتر هودهای فلزی بزرگ را دوست دارند «برخلاف هودهای کوچک توری شکل که بیشتر شبیه قطعه‌ای از مبلمان در کابینت‌هاست، فکر می‌کنم مردها دوست دارند آشپزخانه‌ها شکل صنعتی داشته و بیشتر عملیاتی باشند تا این‌که بخواهند آنها را با چیزی بپوشانند.»

مفهومی فراگیر وجود دارد که وقتی زن‌ها آشپزی می‌کنند، این کار یک وظیفه روزانه و طاقت‌فرساست و وقتی مردان آشپزی می‌کنند، یک اثر هنری است. مانند توانایی‌های بزرگ کردن فرزند، توانایی آشپزی هم برای بسیاری از افراد به یک معیار در توانمندبودن یک زن یا مادر تبدیل شده است، درحالی‌که در مردان یک ارزش افزوده به حساب می‌آید. فریدمن، استاد تاریخ هنر آمریکا در دانشگاه ولسلی گاهی اوقات از شاگردانش می‌خواهد درباره فضاهای جنسیتی درون خانه‌های‌شان در کلاس صحبت کنند. او می‌گوید که وقتی در این‌باره صحبت می‌شود «بین مواقعی که بچه‌ها می‌گویند «پدرم عاشق آشپزی است، به همین خاطر آشپزخانه بزرگی داریم» و زمانی که می‌گویند «خب مادرم عاشق آشپزی است» تفاوت بسیاری زیادی وجود دارد.» فریدمن ادامه می‌دهد: «فکر می‌کنم یک ویژگی افتخارآمیز و یک کار تفریحی و سرگرمی در این مورد وجود دارد. براساس نقش‌های سنتی، مادر باید آشپزی کند و پدر نباید آشپزی کند. مادر باید آشپزی کند و من خوشحالم که او آشپزی را دوست دارد، چراکه به‌هرحال باید این کار را انجام دهد. مردانی که آشپزی می‌کنند به چشم سرآشپز و بسیار هنرمند تصور می‌شوند. «سرآشپزهای آشپزخانه» افرادی معرفی می‌شوند که چیزهایی را با هم مخلوط می‌کنند، نه برای این‌که غذایی را برای خانواده درست کنند، بلکه افرادی هستند که برای تفریح و یک اجرای هنرمندانه آشپزی می‌کنند.»

روث شوارتز کوان می‌گوید که در بیشتر قرن بیستم «آشپزی در خانه به‌طورکلی به‌عنوان یک کار روزانه ناخوشایند شناخته می‌شد، سریال‌های کمدی قدیمی را نگاه کنید، متوجه این موضوع خواهید شد.» معماری خانه‌ها هم چنین موضوعی را نشان می‌دهند، برای مثال، در نیمه نخست قرن بیستم، آشپزخانه خانواده‌های متوسط عموما نسبت به اتاق‌های پذیرایی فضای کوچکی را اشغال می‌کردند، در این فضا و در یک حریم خصوصی غذا به خوبی آماده و به مهمانان ارایه می‌شد

هادلی کلر، نویسنده نشریه آرکیتکچرال دایجست در‌ سال ٢٠١٦ می‌نویسد که تنها در چند دهه گذشته «خانه‌های با فضای باز و با آیلندهای مرکزی و صندلی‌هایش این فضا را به یک محیط چند کاربری تبدیل و اتاق پذیرایی، نشیمن و ناهارخوری را در هم ترکیب کرده‌اند.» چه اتفاقی در دهه‌های ٨٠ و ٩٠ رخ داده که باعث شده آشپزخانه‌ها به یک فضای دلپذیر و راحت تبدیل شوند و هرکسی می‌تواند در آن آشپزی کند؟ کوان توضیح می‌دهد یک نظریه این است که «مفهوم آشپزی خانگی تا دهه ٨٠ یا ٩٠ به‌عنوان یک شکل هنری شناخته نمی‌شد.» تحقیقات درباره نحوه سپری‌کردن زمان آمریکایی‌ها در دهه ٨٠ نشان می‌دهد که مردها از این زمان شروع به انجام برخی وظایف در خانه کردند و برخی از کارهای خانه را به‌طور مشترک برعهده گرفتند.

وقتی دن استاتسیک آشپزخانه خود را می‌ساخت یک درخواست ویژه داشت: کابینت‌ها پنج سانتی‌متر بالاتر از میزان استاندارد قرار بگیرند. برای این کار باید سطحی زیر فر قرار می‌گرفت تا کابینت‌ها با اجاق‌گاز هم‌تراز شوند. برای استاتسیک که قدی ١٩٤سانتی‌متر دارد این کار ارزش این هزینه‌ها را داشت: «باید همه کارهایی که لازم است روی این کابینت‌ها برای آشپزی انجام شود، مانند ریز کردن غذاها، این‌طوری نیاز به خم‌شدن نیست و این حالت ارگونومیک‌تر است.»

کوان توضیح می‌دهد که ارتفاع کابینت‌ها همچنان یکی از معیارهایی است که نشان می‌دهد زنان پیشکارهای اولیه آشپزخانه‌ها فرض می‌شوند. نخستین بار پس از جنگ جهانی اول و تولید انبوه وسایلی مانند اجاق‌گازها و ظرف‌شورها چنین معیاری درنظر گرفته شد و دوباره پس از جنگ جهانی دوم این استانداردها بازتعریف شدند؛ در هر دو زمان ارتفاع براساس میانگین قد زنان آمریکایی در نظر گرفته شدند. این معیار تا‌به‌امروز پابرجاست، با این حال وال استریت ژورنال‌ سال گذشته در گزارشی به این نکته اشاره می‌کند که افزایش ارتفاع سطوح از سوی مردان آشپزی که آشپزخانه‌های خود را طراحی می‌کنند، درحال افزایش است.

البته کوان تأکید می‌کند که این افزایش سطوح مختص مردان نیست و او و همسر مرحومش هم در زمان ساخت خانه خود در سال ١٩٨٠ همین کار را کردند. کوان ٧٦ساله کابینت‌هایی می‌خواست که به او امکان راست ایستادن بدهد و پشت او را خم نکند. آنها در آن زمان آشپزخانه‌ای می‌خواستند که بتوانند به شکل یک تیم در آن آشپزی کنند، به همین خاطر فضا را برای حضور دو آشپز وسعت دادند و آیلند مرکزی در آن گذاشتند تا «هرکس بتواند روی یک صندلی بنشیند و مراحل درست کردن غذا را انجام دهد، درحالی‌که دیگری درحال درست کردن چیزی در فر باشد.»

کوان ناظر تحول جنسیتی آشپزخانه خود بوده: «همسرم به میزان قابل‌توجهی آشپزی می‌کرد آن هم در زمانی که می‌دانستیم کسی این کار را نمی‌کند، پدر همسرم فکر می‌کرد این کار اشتباه و خیلی عجیبی است.» چند دهه بعد کوان با خوشحالی می‌گوید که هر سه دخترش با مردانی ازدواج کرده‌اند که عاشق آشپزی هستند: «از دامادهایم دستور آشپزی می‌گیرم و این فوق‌العاده است. فکر می‌کنم دخترهای من چنین انتظاری هم داشتند، آنها انتظار داشتند همسران‌شان شبیه پدرشان باشد و همین‌طور هم شد.» وسایل آشپزخانه خانواده کوان کمی قدیمی به نظر می‌رسد، اما کوان اخیرا یک سرخ‌کن خریده و به درخواست نوه‌های ١٤ساله‌اش قرار است در کلاس آشپزی غذای ایتالیایی شرکت کند.

امروز مرغم را در یک آرام‌پز سرامیکی که درخشش نقره‌ای چشمگیری دارد، پختم. فکر می‌کنم اگر مادربزرگم می‌دانست دختر و نوه‌اش که زنان پرمشغله و جاه‌طلبی بودند تا زمان فرسوده‌شدن آرام‌پز قدیمی، غذاهای خود را در آن درست می‌کردند، حسابی به آنها افتخار می‌کرد. روزنامه شهروند –

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای بلاگ سوز محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.